۱۳۸۹/۰۶/۱۵
۱۳۸۸/۱۱/۲۸
تاجزاده: «مصونیت آهنین» به هر کس داده شود، به فساد و انحراف کشانده می شود
. ادامه راه سبز«ارس»: سید مصطفی تاجزاده روز سه شنبه در ملاقات با خانواده خود با اظهار تأسف از بداخلاقی های جسورانه امروز کیهان گفت: اقدام غیراخلاقی امروز روزنامه کیهان در توهین و تخریب آقایان خاتمی، موسوی و کروبی آن هم درباره تظاهراتی که همه آن را سمبل وحدت ملی می خواندند، بار دیگر نشان داد که خط تنش آفرینی را نه اصلاح طلبان بلکه یک باند کوچک خشونت طلب در قلب اقتدارگراها دنبال می کند. به گزاش ندای سبز آزادی تاجزاده ادامه داد: بارها گفته ام که «مصونیت آهنین» به هر کس داده شود، به فساد و انحراف کشانده می شود. عمل قانون شکنانه و غیرانسانی آقای شریعتمداری در حالی انجام می شود که در تاریخ سی و یک ساله جمهوری اسلامی در هیچ زمانی روزنامه های مستقل و منتقد به اندازه شرایط کنونی تحت فشار سانسور نبوده اند. همین روش هاست که بازار شایعات و رسانه های خارجی را گرم می کند. امیدوارم همه کسانی که دل در رو دین، امنیت، اخلاق و پیشرفت کشور دارند، این اقدام را محکوم کنند تا معلوم شود اکثریت قاطع ملت ایران با این روش های ماکیاولیستی و غیراخلاقی مخالفند.
وی همچنین از نامه هشدار دهنده سید حسن خمینی نوه گرامی امام و تولیت آستان آن بزرگوار به سهم خود بابت نامه هشدار دهنده اش به ضرغامی تشکر کردو گفت پس از انتشار این نامه تاریخی رفتار صدا و سیما درباره سوء استفاده از نام و فرمایشات امام(ره) تعدیل شده است. تاجزاده مصاحبه دکتر محمد مطهری را نیز قابل تقدیر داشت و گفت نکات به حق و قابل تأملی در مصاحبه ایشان وجود دارد که باید مورد توجه دلسوزان نظام و کشور قرار بگیرد.
فخرالسادات محتشمی پور با اعلام خبرگذشت بیش از هشت ماه از بازداشت غیرقانونی همسرش، سکوت مراجع قضایی منصف و خداشناس و بویژه حقوق دانان مستقل را در برابر اقدامات غیرقانونی از جمله به درازا کشیدن بازداشت موقت و تغییر مفاهیم حقوقی، موجب تأسف دانست و هرگونه توجیهی را برای ادامه بازداشت این عزیزان صادق و خدوم که تنها جرمشان منتقد مشفق بودن است، غیرقابل پذیرش دانست.
محتشمی پور طلیعه ربیع، ماه رحمت و برکت و گشایش را برای همه هم وطنان بویژه خانواده های زندانیان سیاسی مبارک دانست و گفت: امیدواریم حرمت شکنی ها و بی ادبی هایی که نسبت به بزرگان نظام و یاران و فرزندان امام راحل و شهروندان عزیز در روز ۲۲ بهمن توسط خشونت طلبان افراط گرا اعمال شد، در هفته وحدت شاهد جبران آن باشیم و به میمنت ولادت مسعود رحمة للعالمین همه زندانیان سیاسی خصوصا جوانان، دانشجویان، روزنامه نگاران، زنان و فعالان سیاسی و مدنی به آغوش خانواده های خود بازگردند و قرزندان خردسال و مادران و پدران سالخورده بیش از این در کشور امام زمان ستم و درد و عذاب را متحمل نشوند.
گفتنی است رئیس ستاد انتخابات دوره اصلاحات در هر دو جلسه دادگاه خود که در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تشکیل شد، دفاع از خود را به پس از تشکیل دادگاه آقای جنتی که از نظر ایشان بزرگترین بدعت را در تاریخ انتخابات پس از رحلت امام گذاشته است، نمود و هنوز همراه با تعدادی از دوستان اصلاح طلب خود بازداشت بیش از هشت ماهش را در سلولی در زندان اوین می گذراند.
۱۳۸۸/۱۱/۲۷
نامه مادر سه شهید به آیت الله خامنه ای
محضر مبارک آیت الله خامنه ای،
سلام علیکم،
همانطور که مستحضرید اینجانبه سیده مهرانگیز میر مادر شهیدان اکبر، سعید و مسعود پناهی، از سالهای اول انقلاب و بعد از پیروزی در هشت سال دفاع مقدس تا به امروز همراه و همپای نظام مقدس جمهوری اسلامی حرکت کرده و با تمام وجود برای سرافرازی این نظام از هیچ کوششی دریغ نکردم و مهمترین سرمایه زندگی خود را به عنوان سه شهید تقدیم به اسلام ، قرآن و ایران عزیز نمودم. ارادت و علاقه من به شما بر کسی پوشیده نیست و بخوبی واقف هستید که در دوران ریاست جمهوری تان هنگامیکه عده ای از مقامات سیاسی از مخالفان سرسخت شما بوده و امروز بنا به مصالح دنیوی ذوب در ولایت شما گردیدند، از آن زمان من طرفدار و حامی شما بودم( اگر لازم باشد نام آنان را ذکر خواهم کرد).اگر بخاطر داشته باشد سالی که به کرج تشریف آوردید به شما گفتم که ما مادران، همسران، خواهران و دختران شهدا نه مثل زن های صدر اسلام دست در آب، بلکه دست در خون عزیزانمان فرو برده ایم و با انقلاب و امام بیعت کرده ایم و به قول قرآن از این بیعت هم بسیار شادان بوده و هستیم. اما چه بگویم که بلای انتخابات ریاست جمهوری دهم مثل ساعقه بر سرمان نازل شد و خرمن زحمات ۳۰ ساله ملت ایران را به یکباره به آتش کشید. آنچنان که هیچ حرمتی برای هیچ کس و هیچ چیز باقی نماند و ثمره همه عشق، ایثار و اخلاص شهدا تبدیل شد به دستگیری یاران انقلاب و فرزندان مردم و کتک زدن بی رحمانه و اهانت های کم نظیر به دختران و پسران این کشور. خانواده شهید پناهی نیز از این همه وقاحت و سرکشی نیز بی نصیب نماند و همچون دوران دفاع مقدس که هزینه داده، اینبار نیز در کنار ملت هزینه داده است. دامادم علی کروبی در مسجد که کانون عشق و شهادت بود، مورد ضرب و شتم بی رحمانه اوباش هائی که این روزها لباس مقدس بسیج را به سرقت برده اند واقع شد و رکیک ترین فحش ها و اهانت ها به دخترم خواهر ۳ شهید توسط آن اوباش ها وارد شد.
مشکل من فقط علی کروبی نیست بلکه مجموعه جوانهای بی گناه است که فقط بخاطر اعتراض از پایمال شدن حقشان تا سرحد مرگ کتک می خورند و بعضی از آنان هم زیر شکنجه جان می دهند. مشکل من خانواده هایی هستند که ماه ها از فرزندان و عزیزانشان بی خبرند و نمی دادند از این ظلم به کجا شکایت ببرند. به عنوان مادر سه شهید درد کشیده که فرزندانش با عشق به اسلام، ایران و امام از کیان این نظام اسلامی در دفاع مقدس دفاع کردند، می گویم:
من درد مادری که در فراق فرزندش چند ماه است می سوزد را می فهمم،
من درد و رنج مادری که جوانش بی رحمانه زیر لاستیک ماشین نیروی انتظامی له می شود و بجای دلجوئی اوباش نامیده می شود را درک می کنم
من درد مادرانی که از گوشه و کنار می شنوند که چگونه جوانانشان را شکنجه می کنند حس می کنم و با گریه و ضجه آنان گریه می کنم و از قادر متعال برای آنان طلب صبر می کنم.

رهبر عزیز، این روزها شلاق، قمه و … را به دست جوان های بیست و سه چهار ساله ایی داده اند که نه امام، نه انقلاب و نه جنگ را دیده اند و آنچنان وقیحانه به کسانی که بیشتر از سنشان سابقه مبارزاتی دارند، بنام شما اهانت و حمله می کنند. از شما می خواهم نگذارید این نو کیسه های بی هویت سرمایه بزرگ امام و شهدا را به یکباره نابود کنند.
جالب تر از همه این حرف ها و سخت تر از همه کتک ها و شکنجه ها، سخنان رئیس قوه قضائیه است که می گوید ما با رافت اسلامی رفتار می کنیم و من نمی دانم اگر غیر اسلامی بود، چگونه می شد. از آن طرف هم رئیس جمهور هم دائما فریاد می زند ایها الناس، کشور ما مهد عدالت است و گرگ و میش در کنار هم به راحتی زندگی می کنند و هیچ مشکل و گرفتاری در هیچ گوشه ایران وجود ندارد. طرفداران واقعی اسلام، انقلاب، ولایت و ارزش ها دلسوخته گانی هستند که بدون هیچ چشم داشتی تنها هزینه پرداخته اند و متاسفانه در بازار مکاره متملقان و چاپلوسان که ضد ارزش ها را به نام ارزش ها حاکم می کنند، این دلسوخته گان واقعی نه تنها جای ندارند بلکه برای امر به معروف ( احترام به حقوق مردم) و نهی از منکر (انذار از ظلم وتعدی) مورد سرزنش قرا می گیرند.
رهبر عزیز، من به عنوان مادری داغدیده و ستم کشیده در راه دفاع از اسلام، کشور و انقلاب و روحانیت به خصوص از شخص شما، مجدانه تقاضا می کنم به داد مردم برسید و از حق کسانی که به گردن همه مسئولین حق دارند، دفاع کنید که بقای این نظام بر دلهای سوخته ما استوار است. ادبیات زشت و ناپسند برخی از مقامات که بعد از آنهمه زخم ها با اهانت به مردم با الفاظی مثل بزغاله وگوساله، و یا خس و خاشاک پرداختند موجب بی اعتمادی و فاصله ی بخش بزرگی از مردم با حکومت شده است. در چین اوضاعی اگر عده ای شعار جمهوری ایرانی سر می دهند نه به این دلیل است که جمهوری اسلامی را دوست ندارند، بلکه نه اسلام واقعی و نه جمهوری حقیقی را در چنین شرائطی می بینند. اسلامی که با قرائت و تفسیر کج اندیشانه اقلیتی، اکثریتی را به تقابل کشانده و با استفاده از رسانه های بیت المال هرچه آیه، حدیث که ۱۴۰۰ سال پیش تاکنون درباره کفار و منافقین گفته شده و تحریف سخنان امام در این ارتباط به آقایان کروبی و موسوی نسبت می دهند و همه آیات بهشت، فردوس، رضوان و تطهیر را برای دیگر آقایان.

به آنان که بعد از این نامه دلسوزانه بدنبال متهم کردن من می روند می گویم که من یک ایرانی مسلمان و معتقد به آرمان های امام و شهدا هستم، نه آمریکایی، نه انگلیسی و نه اسرائیلی.
با آرزوی فرج آقا امام زمان و سلامتی و موفقیت برای شما رهبر جمهوری اسلامی ایران.
سهام عدالت دردسر شده است
. ادامه راه سبز«ارس»: نماینده بازنشستگان تامین اجتماعی با انتقاد از نحوه واگذاری سهام عدالت گفت: در هنگام واگذاری سهام یکسری دردسر کشیدیم و اکنون که بحث واگذاری سود سهام است باز هم یکسری دردسر داریم.علیاکبر خبازها در گفتگو با ایلنا با انتقاد شدید از نحوه پرداخت سود سهام عدالت، گفت: اکنون برای پرداخت ۴۰ هزار تومان سود سهام عدالت، شرایطی ایجاد کردهاند که بازنشستگان از ساعت ۴ صبح مقابل دفتر سهام تجمع میکنند تا ساعت ۸ صبح که درها باز شود و یک برگه برای پر کردن مشخصات بگیرند.
وی با اعلام اینکه بازنشستگان این برگهها را به خانه میبرند و پس از پر کردن دوباره مراجعت میکنند؛ گفت: آن هم یک دردسر دیگر دارد و باید مدتها در صف بمانند تا برگههایشان را تحویل بدهند.
خبازها با تاکید بر اینکه کملطفی است که پیرمرد و پیرزن بازنشسته را از ساعت ۴ صبح به خیابان بکشانند تا یک برگه به او تحویل دهند؛ گفت: آقایان میتوانستند شرایطی ایجاد کنند که این مساله از طریق پست یا به روشهای منطقی دیگر اجرا شود و درست نیست که چنین توهینآمیز با بازنشستگان برخورد شود.
وی با یادآوری اینکه هدف دولت از توزیع سهام عدالت این بود که ثروت ملی در بین مردم تقسیم شود؛ گفت: ۵ سال است که سهام عدالت نقل محافل و مجالس شده و در سال ۷۶ سهام را توزیع کردهاند که تاکنون ۱۵ درصد بازنشستگان موفق به دریافت این سهام نشدهاند.
نماینده بازنشستگان تامین اجتماعی افزود: اکنون پس از ۲ سال میخواهند سود سهام بدهند که ۸۰ هزار تومان تعیین شده اما ۴۰ هزار تومان بابت اصل مبلغ سهام کسر و ۴۰ هزار تومان دیگر نیز به عنوان سود پرداخت میشود.
وی با اعلام اینکه قرار است تا هنگامی که ۵۰ درصد مبلغ سهام به دولت پرداخت نشده نقل و انتقال سهام ممکن نباشد؛ گفت: شنیده شده که عدهای فرصتطلب این سهام را به صورت قولنامهای اما با یک سوم قیمت خریداری میکنند اما اینکه پشتوانه آنها چیست و چگونه این کار را میکنند نمیدانم.
خبازها از لایحه هدفمند کردن یارانهها انتقاد کرد و گفت: از یک طرف سهام عدالت میدهند و از طرف دیگر لایحه هدفمند کردن یارانهها را تصویب میکنند که دهها برابر ۴۰ هزار تومان سود سهام عدالت را از گلویمان بیرون بیاورند
کدام پیروز است؟ بره زخمی یا گرگ وحشی!
. ادامه راه سبز«ارس»: پنج شنبه، سی و یکمین سالگرد انقلاب اسلامی ایران بود. باید یک راهپیمایی منظم بدون هیچ مزاحمتی در کشور برگزار می شد تا حاکمیت ایران فخر اقتدار خویش را به دنیا می فروخت. اساسا کارکرد راهپیمایی های این چنینی در نظام سیاسی ایران یعنی تبلیغات برای جهان و نشان دادن جشن و پایکوبی یک ملت راضی از نظام جمهوری اسلامی. اما چه اتفاقی افتاد؟ راهپیمایی در چه شرایطی برگزار شد؟ انتظارات از راهپیمایی چه بود و چه نصیب جنبش و حاکمیت شد؟هشت ماه از انتخابات ایران گذشته است. نزدیک به صد نفر کشته و زخمی در گوشه بهشت زهرا هستند، یا در اوج بیماری و افسردگی به سر می برند. بیش از هزاران نفر، از مردم معمولی گرفته تا فعالان سیاسی زندانی شده اند، پاسپورت ها و سندهای ملکی بیش از هزاران ایرانی در مصادره حاکمیت است. نزدیک به هفتاد روزنامه نگار در زندان هستند. بیش از چهارصد روزنامه نگار و فعال اینترنتی ناگزیر به ترک ایران شده اند. ایران به گوآنتاناموی مردم خودش تبدیل شده است.
ایران یک جنبش زخمی و رنج کشیده را در متن دارد و یک حاکمیت خشونت طلب را در راس.
شب قبل از راهپیمایی به بسیاری از یاران باقیمانده جنبش تلفن زده و تهدید کرده اند که اگر در حوالی راهپیمایی دیده شوند یا خبررسانی اینترنتی کنند، پرونده شان سنگین تر و زخمی سنگین تر بر پیکره جنبش و اعضایش خواهند نشاند. با همین رویکرد روزنامه نگاران قدیمی را هم یک هفته مانده به راهپیمایی بازداشت کرده اند.
با این همه اما جنبش مثل یک بره زخمی، که گرگی در کمین نشسته او را رصد می کرد، خود را برای راهپیمایی آماده کرد. اعضای اصلی جنبش، مردمی در داخل ایران هستند و اعضای یاری رسان این جنبش، ایرانیان همه جای دنیا هستند که همپای آنان میدان اعتراض را ترک نکرده اند. معترضان و اعضای داخلی جنبش همه چیزشان را در برابر خشونت طلبان در قدرت از دست داده اند، عزیزانشان، امینت جانی و روانی شان، اموال و اسنادشان و گاهی امیدشان را نیز.
حاکمیت، با بی رحمی و وحشی گری تمام، صدای هر مخالفی را با اتکا به خشونت و تجاوز و تعرض و تهدید ساکت کرده است( به زعم خویش) و تقریبا بر چنین حاکمیتی آشکار بود که از این جنبش ضعیف شده هیچ باقی نمانده است و پس از این به آسانی می تواند یک راهپیمایی بزرگ را تدارک ببیند که در آن با حمایت نیروهای امنیتی و نظامی و ایجاد رعب و وحشت کامل ، حاشیه امنی بیابد تا بالاخره بعد از هشت ماه یک راهپیمایی همانند راهپیمایی های سالهای گذشته برگزار کند که در آن نه آدمی کشته شود، نه نماد سبزی به مزاحمت بر آید نه مجبور به استفاده از گاز اشک آور شود که در غیر اینصورت می پنداشت رسوای خاص و عام جهان می شود اگر کماکان مردم معمولی یک کشور را همچنان مقاوم و استوار در خیابان های تهران و در برابر یک دولت متقلب ببینند.
کارکرد اصلی راهپیمایی که تبلیغات برای اقتدار نظام بود باز هم توسط همین جنبش زخمی و بی سلاح مخدوش شد. اگر واقع بین باشیم و سطح انتظارات و توقعات خودمان را از جنبشی که هیچ نیروی نظامی و سازماندهی قوی در یک نظام دیکتاتوری در اختیارش نیست بالا نبریم، حاکمیتی که تا دندان مسلح است و به ابزار خشونت هم آراسته، در راهپیمایی بیست و دوم بهمن به یک بره زخمی باخته است. اینها برای دلداری و ایجاد امید نیست.
به همان اندازه که برای جنبش سبز مهم بود تا راهپیمایی بیست و دوم بهمن را برنده باشد به همان اندازه برای حاکمیت هم مهم بود که این راهپیمایی را با دورخیزی که برای اعدام های افراد بی گناه برداشته بود، برنده باشد و اقتدارش را به رخ دنیا بکشد.
به همان اندازه که اعضای معمولی جنبش سبز، شبهای قبل از راهپیمایی بی خوابی کشیدند و در خلوت نا امن خویش برنامه برای حضور تدارک دیدند، طرفداران حاکمیت و دولت نیز در حاشیه امن خود برنامه داشتند، بی خوابی ها کشیدند، سطل آشغال ها عوض کردند، گاردها مستقر کردند تا مبادا دودی از مراسم جشن سی و یکمین سالگرد انقلاب بلند شود و رسوای جهان شان کند.
اما چه شد؟ مجبور شدند دوتن از روحانیون و سردمداران سابق قوه مجریه و مقننه کشور ، خاتمی و کروبی را به باد کتک بگیرند تا بتوانند برای نظام اسلامی خودشان جشن بگیرند. مجبور شدند گاز اشک آور و اسلحه را بار دیگر از غلاف بیرون بکشند و مردم را تنبیه و تحقیر کنند و ناگزیر جشن شان بوی دود و اشک و زخم به خود گرفت.
آنها از یک راهپمیایی تبلیغاتی چه نتیجه ای گرفتند وقتی با آن همه تدارکات امنیتی و نظامی ، باز هم ناگزیر شدند پشت دوربین های رسمی و دولتی، دندان های خشم خود را به مردم و معترضان نشان دهند تا دنیا باور کند که خنده ها و کلمات درشت رئیس دولت شان در برابر دوربین ها واقعی است. یعنی در چند قدمی خودشان قادر به کنترل خیابان های کشور نبوده اند اما برای جهان شاخ و شانه می کشیدند و پز تجهیزات هسته ای خود را می دادند.
با نصب هزاران بلندگو در سطح شهر باز هم از صدا و سیمای رسمی شان فریاد مرگ بر دیکتاتور مردم به گوش می رسید.
جنبش از یک راهپیمایی تبلیغاتی چه نتیجه ای گرفت؟ به گمانم توقع فتح صدا و سیما و بیت رهبری وسرنگونی احمدی نژاد در یک راهپمیایی که برگزار کننده آن حاکمیت بوده است و نه جنبش معترضان، یک شوخی است که بعضی ها مطرح می کنند. با مردم بی پناهی که به اندازه کافی در طی هشت ماه گذشته بی رحمی دیده اند، بی رحم نباشیم و حاصل حضور شان را با آیه های یاس خود نادیده نیانگاریم. آنها به اندازه بضاعت خود به نتیجه مطلوب دست یافته اند.
برای من مردمی که شب توسط گرگهای وحشی تهدید می شوند و روز به بیابان ناامن مراسم حکومتی شان پا می گذارند، پیروز هستند. برای من که تقریبا تمامی همکاران و دوستان صمیمی ام را یا در اوین حبس کرده اند و یا در ایران محبوس و ممنوع الخروج ، همین یک پیروزی بزرگ است که به ثانیه نرسیده خبر وحشی گری حاکمیت که لباس اسلامیت از تن روحانیون اش می کند تا سالگرد انقلاب اسلامی اش را جشن بگیرد به گوش دنیا می رسد. برای من همین که تک تک روزنامه نگاران را تهدید و حبس می کنند اما قادر نیستند خبرها را زندانی کنند، این بزرگترین پیروزی است. با خودمان بی رحم نباشیم .
مردم ایران بعد از هشت ماه در یک راهپیمایی حقیقی نا امید نبودند و بعد از هشت ماه به خیابان آمده اند کاش برخی از کاربران دنیای مجازی هم با امید همین مردم همراه شوند و تخم ناامیدی در مزرعه سبز و پر امید یک جنبش نپاشند. ما با دست های خالی بردیم و آنها با دست های پر باختند وقتی باز هم در داخل شاخ و شانه کشیدند و برای خارج لبخندهای مصنوعی حواله کردند تا بگویند هیچ خشونتی در مراسم سالگرد انقلاب اسلامی ایران وجود نداشت در حالی که دنیا دروغ آقایان را از زبان مردم معمولی شهر گزارش داده است.
کسانیکه از امام(س) ضربه خوردند، بپاخواسته اند تا امام زدائی نمایند
. ادامه راه سبز«ارس»: در پی نامه گلایه آمیز یادگار امام به پخش گزینشی اندیشه های امام خمینی(س) در صدا و سیما از یکسو موجی از دل نگرانی و تالم را در میان دلسوران نظام و انقلاب ایجاد کرد و از سوی دیگر موج گسترده هتک حرمت ها علیه بیت امام و یاران رهبر کبیر انقلاب اسلامی آغاز شد.سایت جماران از آیت الله جلال الدین طاهری اصفهانی نماینده امام خمینی در اصفهان از آنچه این روزها بر بیت امام می رود، پرسیده است.
نماینده امام در اصفهان با تشریح زندگی مبارزاتی امام خمینی گفت: بر کسی پوشیده نیست که حضرت آیت الله العظمی امام خمینی (قدس سره) تاثیرات فراوان و بنیادی را در سراسر شرق و غرب داشت. و تحولی بزرگ ایجاد کرد. امام تمامی حرکاتش و برنامه هایش بر اساس مکتب قرآن، اسلام و ارزشها بود با ایمان راسخ و اهداف والا و مقدس وقاطعیت کامل و ایمان به مردم و ملت بعنوان رهبری آگاه و خبره وبصیر و حکیم دعوت به قیام لله و فی الله نمود و مقابله با ظلم و ستم پرداخت وبرای مبارزه با نظام استبدادی و سراسر خشونت سلطنتی به پاخواست.
امام جمعه اسبق اصفهان با بیان اینکه پیامبرگونه به رهبری امت پرداخت، ادامه می دهد: امروز باید برای شناخت امام و معرفت به او و ابعاد مختلف برای نسل دوم و سوم انقلاب از زبان یاران واقعی آن حضرت بویژه کسانیکه همواره ملتزم رکاب و همراه و یار امام و خط فکر آن مرحوم بودند امام را تعریف کرد.
وی تاکید کرد: این حقیقت را باید دانست که از طریق صداوسیما و بخشنامه واطلاعیه نمی توان آنگونه که شان و حق امام است آن بزرگوار را درست شناساند.ای چه بسا کسانیکه از حضرت امام(س)ضربه و سیلی خوردند مخصوصا آنانکه در چهره تحجر و تقدس بودند و هیچگاه دل خوشی از آن مرحوم نداشتند و اغراض گوناگونی دارند و به تمام معنا بپاخواسته تا اینکه امام زدائی نمایند و چهره مقدس او را مخدوش و یاران واقعی اش به کلی مطرود و از صحنه بیرون و آنچه را که خواستند بخاطر شهرت و قدرت بر سر انقلاب و امام و فرزندان و یاران او بیاورند.
آیت الله طاهری اصفهانی به اعتراض یادگار امام به برنامه شاخص اشاره کرد و خاطرنشان ساخت: نامه دلسوزانه اخیر یادگار امام جناب حجت الاسلام و السملمین حاج سید حسن خمینی دام عزه به رئیس سازمان صدا و سیما حاکی از این مطلب است و برنامه ای که تحت عنوان « شاخص » در صدا و سیما پخش شد و شاید هم ادامه داشته باشد از این مقوله خارج نیست.
امام چمعه پیشین اصفهان ادامه داد: آن چهره مقدس و پاک و رئوف و مهربان که حتی برای بچه های محروم آمریکای لاتین و افریقای محروم شناخته شده است و به عنوان امام و مقتدی مطرح می کنند، برخلاف انتظار به گونه ای دیگر مطرح می شود. وی در پایان تاکید می کند: همانطور که یادگار امام (ره)فرموده باید برای شناخت امام از یاران نزدیک آن حضرت دعوت بعمل آید تاهم شان و نزول سخنان واقعی امام را بیان نمایند و هم ناگفته های زندگی امام را بیان کنند.
متن کامل پاسخ آیت الله سیدجلال الدین طاهری اصفهانی به پرسش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران به شرح زیر است:
بر کسی پوشیده نیست که حضرت آیت الله العظمی امام خمینی (قدس سره)تاثیرات فراوان و بنیادی را در سراسر شرق و غرب داشت. و تحولی بزرگ ایجاد کرد. امام تمامی حرکاتش و برنامه هایش بر اساس مکتب قرآن، اسلام و ارزشها بود با ایمان راسخ و اهداف والا و مقدس وقاطعیت کامل و ایمان به مردم و ملت بعنوان رهبری آگاه و خبره وبصیر و حکیم دعوت به قیام لله و فی الله نمود و مقابله با ظلم و ستم پرداخت وبرای مبارزه با نظام استبدادی و سراسر خشونت سلطنتی به پاخواست.امام خمینی (ره) مرجعی بود الهی با معرفت کامل به مبانی دینی واسلامی، پیامبرگونه به رهبری امت پرداخت. و انقلاب و نهضت او چیزی نیست که بر کسی پوشیده باشد.
امروز باید برای شناخت امام و معرفت به او و ابعاد مختلف برای نسل دوم و سوم انقلاب از زبان یاران واقعی آن حضرت بویژه کسانیکه همواره ملتزم رکاب و همراه و یار امام و خط فکر آن مرحوم بودند امام را تعریف کرد.این حقیقت را باید دانست که از طریق صداوسیما و بخشنامه واطلاعیه نمی توان آنگونه که شان و حق امام است آن بزرگوار را درست شناساند.
ای چه بسا کسانیکه از حضرت امام(ره)ضربه و سیلی خوردند مخصوصا آنانکه در چهره تحجر و تقدس بودند و هیچگاه دل خوشی از آن مرحوم نداشتند و اغراض گوناگونی دارند و به تمام معنا بپاخواسته تا اینکه امام زدائی نمایند و چهره مقدس او را مخدوش و یاران واقعی اش بکلی مطرود و از صحنه بیرون و آنچه را که خواستند بخاطر شهرت و قدرت بر سر انقلاب و امام و فرزندان و یاران او بیاورند.
نامه دلسوزانه اخیر یادگار امام جناب حجت الاسلام و السملمین حاج سید حسن خمینی دام عزه به رئیس سازمان صدا و سیما حاکی از این مطلب است و برنامه ای که تحت عنوان « شاخص » در صدا و سیما پخش شد و شاید هم ادامه داشته باشد از این مقوله خارج نیست.آن چهره مقدس و پاک و رئوف و مهربان که حتی برای بچه های محروم آمریکای لاتین و افریقای محروم شناخته شده است و بعنوان امام و مقتدی مطرح می کنند، برخلاف انتظار بگونه ای دیگر مطرح می شود.
همانطور که یادگار امام (ره)فرموده باید برای شناخت امام از یاران نزدیک آن حضرت دعوت بعمل آید تاهم شان و نزول سخنان واقعی امام را بیان نمایند و هم ناگفته های زندگی امام را بیان کنند.
20-11-1388
مناظره صفار هرندی و تاج زاده
. ادامه راه سبز«ارس»: ابراهیم رها در ستون طنز روزنامه اعتماد نوشته است: در یک روز سرد زمستانی خاله پیرزن نشسته بود و زل زده بود به در خانه کوچکش که صدای در بلند شد، در را باز کرد و صفارهرندی و مصطفی تاج زاده همزمان آمدند داخل. خاله پیرزن گفت؛ چه خبر، چی شده شما دوتا با هم اومدین؟ آنها هم مشترکاً جواب دادند؛ «اومدیم مناظره/ بزنیم حرف زیاد/ چاق بشیم چله بشیم،/ بعد بیان منو ببرن انفرادی اینم بره یه دانشگاه سخنرانی کنه با لنگه کفش بزننش.»
تاج زاده؛ گرم شدی داری پی کل ساختمان رو می کنی؟، منو بیست و سوم خرداد گرفتن.
صفار؛ من بحث عدد و رقم ندارم. نفس کار شماها بده. ماها هیچ کدوم بحث عدد و رقم نداریم. عدد و رقم اصلاً مهم نیست. ما در مناظره های احمدی نژاد برای انتخابات این مساله رو ثابت کردیم.
تاج زاده؛ از نظر شما کلاً چی مهمه؟
صفار؛ همینه که هست. تو چرا هفت، هشت ماهه مهمان برادران زحمتکش ما هستی، باهاشون همکاری نکردی؟ چرا زحمات مردم و در واقع پول بیت المال رو هدر دادی؟ تو از اون فامیلت پیداست عضو گروه سلطنت طلب هایی. تو چرا در دادگاه از خودت دفاع نکردی؟
تاج زاده؛ وقت مناظره رو رعایت کنی بد نیست. اینجا برنامه تلویزیون نیست که مجری اون بچه هه باشه، اینجا خاله پیرزنه. راستش من ۱۰ سال پیش از جنتی شکایت کردم هنوز رسیدگی…
صفار؛ شکایت از آقای جنتی حاشیه است. کهریزک حاشیه است.
تاج زاده؛ شما در این مدت چهار سال و نیم می دانید چه کردید؟ می دانید در این مدت چه اتفاقاتی افتاد؟
صفار؛ بله. انفجار بزرگ (بیگ بنگ) که پس از آن کهکشان ها شکل گرفت، در این مدت اتفاق افتاد. اختراع چرخ، کشف آتش، ساخت بمب اتم، بازی های المپیک، کشف دم کنی، رواج عینک ری بن در جنوب، درک فواید مسواک، ادیسون، زایش بقراط و یکسری چیزهای دیگر مثل ساخت اهرام ثلاثه یا دیوار چین هم از دستاوردهای دولت احمدی نژاد محسوب می شود. همین کل ایران باستان رو اگه صبح که از اینجا رد می شدی نمی دیدی، هنوز ساخته نشده بود، دانشمندان جوان ما ظهر تا حالا ساختن…
در همین حال صدای در بلند شد، خاله پیرزن پرسید کیه؟ ۱۷ نفر با هم جواب دادن اومدیم تحت الحفظ تاج زاده رو برگردونیم زندان، وقتش تمومه، صفار می تونه کماکان به مناظره ادامه بده، شما هم خاله پیرزن بیا به یک سوالاتی جواب بده، در غیاب تو مناظره تک نفره صفار رو این بچه هه مجری دیروز، امروز، فردا، پس فردا، هفته دیگه، چراغونی پارسال، برفً سال دیگه… اداره می کنه،
پدرم بدنبال چه بود ؟!
. ادامه راه سبز(ارس): وارده به جرس، سالهایی نچندان دور، در چنین روزهایی مردم ایران، خسته از خیلی چیزها، برای تغییر نابسامانیها قیام کردند. ظلم و تبعیض، فقر و فحشا، جرم و جنایت، جور و استبداد، خفقان و تمرکز قدرت و ثروت، همه و همه و بسیاری دیگر را، شاید بتوان زمینه هایی برای حرکت عظیم مردم، به رهبری عالم فرزانه، حضرت امام(ره) دانست.در این مسیر، البته گروههای مختلف، با ایدئولوژیها و عقايد متفاوت حضور داشتند، بقولی هرکسی از ظن خود یار انقلاب 57 بود. اما جملگی، کاستیهای موجود را فریاد میزدند و خواستار تغییر وضع موجود بودند. همه گروهها نیز در این راه، هزینههای گزافی پرداختند. به امید آنکه روزی، به حکومتی مردم سالار، آزاد و دموکرات خواهند رسید. به امید آنکه روزی، دیگر از ظلم و فساد و تبعیض و فقر و خفقان خبری نباشد. پدر من هم یکی از هزاران آزادهای بود که در راه رسیدن به هدفش یعنی نابودی ظلم و استبداد و . . . بهایی ارزانتر از جان خود نیافت. پدرم رفت تا خونش، نسلی را به جریان بیاندازد و به نسلهای بعدی یادآوری کند که هیچ چیز این دنیا، ارزش تعلق ندارد، جز اهداف مقدسی که صلاح و خیر مردم و رضایت پروردگار در آن باشد.
متاسفانه، به لحاظ زمانی و مکانی در کشوری زندگی می کنیم که اگر بدنبال یک کتاب خوب باشی، تمام شهر را هم که زیر و رو کنی، شاید ناکام بمانی اما، ممکن نیست جوینده هر نوع مواد مخدر، به مقصود خود نرسد! خون پدر من نریخت تا چنین محیطی آبیاری شود! یقیناً خود او هم هرگز چنین فضایی را در مخیله خود تصور نمیکرد. شاید اگر غیر از این باشد، امروز او هم در میان ما بود و فریاد حق خواهی اش بلند!
بیتردید پدرم نرفت تا امروز، پس از 31 سال همچنان، مشکل مردم ما، مشکل نان باشد، مشکل مردم ما، مشکل حق خواهی و نرسیدن به حق باشد، مشکل تمرکز قدرت و ثروت، بین عده ای خاص باشد. بعضی چیزها، در انحصار بعضی کسان باشد و مردم، همچنان، پس از سالها، فقط کارگر آقایان و آقازادهها باشند. پدرم نرفت تا عده اي به بهانه حراست از خونش، مردم معترض را در خيابان ها لت و پار كنند! عكس امام(ره) را آتش بزنند و به اين بهانه، ديگران را مجازات كنند! شيشهها و درب بيت امام(ره) را بشكنند و هتك حرمت به امام(ره) را به نهايت برسانند. آتش زدن عکس امام(ره) برایم تداعیگر نیرنگ عمروعاص و قرآنهای روی نیزه بود! چه شباهت دردناکی! براي آنكه افكار عمومي را به خود جلب كرده و به اعمال صهيونيستي خود وجه مثبت بدهند، روز عاشورا نيز هلهله كردند و عدهاي ديگر را قبل از تفهيم اتهام، مجرم شناختند! عدهاي را نيز كشتند و در كمال وقاحت، هلهله را گناهي بزرگتر از كشتار مردم در ماه حرام دانستند! حتی در اصول دین خدا هم دست بردند و برای امیال شخصیشان، تفاسیر خود را به آن افزودند!
هر انسان آزاده و خدا ترسی، این قبیل مسائل را تقبیح میکند. بیشک، اگر پدر من هم بود، امروز همصدا با مردم، مطالبات بحق خود و آنها را فریاد میزد. شاید برای اینکه با خود می گفت، اگر بنا بود پس از 3 دهه، هنوز گرفتار همان اشکالات باشیم، تکلیف اینهمه خونی که بر زمین ریخت چه میشود؟! جواب مادرانی که داغ فرزند دیدهاند را که میدهد؟؟ پدرانی که هیچ نگفتند و به آینده خیره شدند، مادرانی که با غصه از دست دادن شوهر، مسولیت زندگی را به تنهایی عدهدار شدند، فرزندانی که با چند قاب عکس و سنگ مزار پدر بزرگ شدند، مردمی که همواره بر آرمانهای آنها پای فشردند، جواب اینها را که میدهد؟؟ براستی پدرم برای چه رفت؟! بدنبال چه بود؟ برای چه جنگید؟ برای چه؟ برای که؟ آیا جز برای آزادی و آزادگی و استقلال و رفاه و امنیت و برابری مردمش، که مطمئناً رضای پروردگارش را در آن میدید، هدف دیگری دنبال میکرد؟
به خواهرم آسیه(باکری) به برادرم محمد مهدی(همت) و به آسیه ها و محمد مهدی ها، بعنوان عضو کوچکی از این خانواده عرض میکنم، اگر به حقانیت عقیده و کلامت معتقدی، تا نهایت ثابت قدم باش. آنها در مسیر کج خود راست ایستاده اند، چرا تو در مسیر راست خود استوار نباشی؟ بگذار ما را فرزند نوح بخوانند! مارا چه باک؟ خداوند بهترین قاضی و حسابرس است و هرچه او بخواهد در تاریخ نگاشته میشود. این تقدیر تاریخ است. گاهی با خودم میخندم وقتی فکر میکنم چقدر فرزند نوح داریم! فرزند شهید بهشتی، فرزند شهید مطهری، فرزند شهید همت، فرزند شهید باکری، فرزند شهید بروجردی، فرزند سید احمد خمینی، فرزند آيت ا.. طالقاني، فرزند آیت ا.. اشرفی اصفهانی و بسیاری دیگر را فرزند نوح میخوانند! همسر شهید رجایی را عایشه خطاب میکنند! کروبیها و موسویها و صانعیها و خاتمیها و هاشمیها و . . . را طلحه و زبیر و . . . نام مینهند! خلاصه همه منتقدین و مخالفین را به لقبی مذموم از القاب تاریخ ربط میدهند! غافل از اینکه شباهت در این قیاس ها را باید در توهمات جست. اما در طرف مقابل . . . ! بماند . . .

مردم اینها را خوب میفهمند!
نوح یک فرزند نااهل داشت! تاریخ یک طلحه و یک زیبر و یک معاویه و یک عمرو عاص و یک یزید را بیاد دارد! رفتار آنها نیز کاملاً واضح است و در تاریخ ثبت شده و با اندکی تامل، می توان فهمید این القاب، با چه کس یا کسانی قابل انطباق است!
خالصانه آرزومندم دلسوزان انقلاب، چه آنهایی که تا به امروز سخن ها گفته اند و چه آنهایی که سکوت کردهاند، در این شرایط خطیر به مسولیت سنگین خود وقوف بیشتری یابند. کسانی که برای تحقق و بقای انقلاب، تبعاتی هرچند خرد پرداختهاند، بیشتر و بهتر درک میکنند در چه شرایط ناگواری بسر میبریم. یکی از بزرگترین مشکلات ما امروز این است که عده ای تازه به دوران رسیده، خود را وارث و سهامدار انقلاب میدانند، حال آنکه یا در مسیر انقلاب حضور نداشته اند و یا به واقع اعتقاد به آن ندارند و صرفاً بدنبال منافع خود هستند. بیشتر تاسف میخورم وقتی میبینم حامیان این افراد، بعضاً از کسانی هستند که پیش از انقلاب، مخالف روند انقلاب و فعالیتهای امام راحل بودند! اما پس از امام(ره) صاحب جایگاه و منزلت شدند و بیشک، امروز موقعیت را برای عقده گشایی و نابودی تفکر حقیقی امام(ره) مناسب میبینند. البته خورشید پشت ابر نمیماند، حتی اگر بسیار به طول بیانجامد، حتی اگر ما نباشیم! حتی اگر . . . به امید آن روز . . .
فرزند سردار سرلشکر شهید حجت نظری
(گیلان - فومن)
افزایش خط فقر به یک میلیون تومان
. ادامه راه سبز«ارس»: نماینده سابق کارفرمایان در سازمان جهانی کار گفت: حذف یارانهها خط فقر را به بیش از یک میلیون تومان و نرخ تورم را نیز به ۴۰ درصد افزایش خواهد داد. به گزارش مهر،عباس وطن پرور از افزایش خط فقر به یک میلیون تومان در سال آینده خبر داد و گفت: افزایش ۴۰ هزار میلیارد تومانی رقم بودجه به دلیل اجرای طرح هدفمندکردن یارانه ها، خط فقر را به بیش از یک میلیون تومان و نرخ تورم را نیز به بیش از ۴۰ درصد خواهد رساند.
نماینده سابق کارفرمایان در سازمان جهانی کار اظهار داشت: از سویی برنامه حذف صفرهای پول ملی افزایش میزان واردات و در نتیجه بالارفتن مجدد نرخ بیکاری را در پی خواهد داشت.
وی با ذکر این نکته که ۲۰ هزار میلیارد تومان سهم مردم از ۴۰ هزار میلیارد تومان ( براساس پیش بینی بودجه سال آنیده) حداقل ۱۲ درصد نرخ تورم را افزایش خواهد داد، افزود: دولت در نظر دارد ۱۲ هزار میلیارد تومان از ۲۰ هزار میلیارد تومان دوم ( معادل ۳۰ درصد ۴۰ هزار میلیارد تومان) را به صنایع بدهد که به نوعی تزریق پول خواهد بود. به واسطه ۸ هزار میلیارد تومان ( معادل ۲۰ درصد از ۴۰ هزار میلیارد تومان) را که خود دولت هزینه خواهد کرد، پول پرقدرت را در بازار افزایش می دهد.
این مقام کارفرمایی با ذکر اینکه پول پرقدرت افزایش نرخ تورم را در پی خواهد داشت، گفت: در این رابطه دولت موظف است روشهایی را اتخاذ کند تا با ریزش مشاغل مواجه نشویم.
وطن پرور در پایان سخنانش یادآور شد: افزایش نرخ بیکاری و تورم تبعات اجتماعی به همراه خواهد داشت.
پیش از این، برخی اعضای کانون شوراهای اسلامی کار استان تهران با اعلام اینکه خط فقر ۹۰۰ هزار تومان است، گفته بودند: بر همین اساس، دستمزد کمتر از ۵۰۰ هزار تومان در سال آینده معیشت خانوار کارگری ۴ نفره و بیش از آن را به مخاطره میاندازد.
علی اکبر محتشميپور: تفکر انجمن حجتیه متحول شده است
. ادامه راه سبز«ارس»: علیاکبر محتشمیپور از جمله افرادی است که در سالهای تبعید امام خمینی در نجف و سپس فرانسه، همراه ایشان بوده است و به همین دلیل از نزدیک با آراء و افکار بنیانگذار انقلاب آشنایی دارد. لذا هرگاه که نام امام بنا به اتفاق یا مناسبت، بطور ویژه مطرح می شود، محتشمیپور از اولین افرادی است که با صراحتی کمیاب به دفاع از آرمانهای او برمی خیزد. ولی این روحانی اصلاح طلب از چند روز پس از انتخاب سکوت نسبی اختیار کرده و موضعی را درباره فضای موجود کشور اتخاذ نکرد و حتی همین سکوت باعث نشد تا او از حملات مخالفانش، بخصوص در مجلس در امان بماند؛ حملاتی که تا مرز برکناری او ار دبیرخانه حمایت از انتفاضه فلسطین پیش رفت.
وي در گفتگويي با ايلنا به بررسي برخي از ويژگيهاي تفكرات بنيان گزار انقلاب و برخورد ايشان با انديشه هاي منحرف پرداخته است: «برخی منافع اسلام و ملت و استقلال، آزادی و حفظ نظام را ملاک وحدت قرار میدهند و برخی دیگر خودشان را اصل میدانند و در جایگاه مردم و اسلام و العیاذ بالله- خدایان قرار میدهند و میگویند “باید با ما وحدت کنید”؛ در حالی که آنها کسی نیستند که همه به خاطر آنها دست از افکارشان بردارند و با آنها وحدت کنند. ما باید محور وحدت را موضوعی قرار دهیم که همه ملت آن را قبول دارند. اگر مردم اندیشههای امام را قبول دارند، باید حول آن وحدت کرد.»
امام در تعامل با اقشار مختلف مردم از روش پیامبر استفاده میکرد
محتشمیپور در گفتوگوی تفصیلی با خبرنگار ایلنا، در پاسخ به سوالی در مورد «شیوه تعامل امام با گروههای گوناگون سیاسی در دوران مبارزه» اظهار داشت: امام یک انسان خودساخته و کامل به تمام معنا بود و روش و سیره او، مانند انبیاء الهی و الگوی مشخص و بارز او در مدیریت جامعه پیامبر اکرم(ص) و علیبن ابنطالب(ع) بود که با اخلاق حسنه توانستند تمام اقشار را حول محور اسلام و مکتب الهی جمع کرده و بیشترین تاثیر اسلام هم محصول همین رفتار آنها بود.
وی با بیان اینکه مبانی شرایع الهی و دینی در چارچوب سعادت بشر و نجات او از زیر سلطه قدرتمندان است، افزود: بنابراین، بحث استقلال و آزادی، صرفا در اندیشه امام و انقلاب اسلامی نیست و ریشه در ادیان آسمانی و الهی دارد و اجرای این اهداف بلند، مقدمه پیروی مردم از قدرت لایزال الهی است، زیرا انسانی که از بندگی قدرتها در نیامده باشد، نمیتواند موحد باشد. بر این اساس پیامبر اکرم(ص) برای آزادی انسانها آمد، همانگونه که در قرآن آمده است: “قولواالااله الا ا… تفلحوا”.
عضو ارشد مجمع روحانیون مبارز تاکید کرد: پیامبر با تمام اقشار مردم، حتی مخالفان، تعامل حسنه داشت و از طرفی علت روی آوردن آنها به پیامبر نیز اخلاق نیکوی ایشان بود که برخی مواقع مورد اعتراض مسلمانان که میگفتند چرا با دشمنان بطور مسالمتجویانه و دوستانه برخورد میکنید؟ واقع میشد؛ طبیعتا پیامبر با خود مسلمانها هم اینگونه برخورد میکردند.
این همراه امام در دوران تبعید با بیان اینکه امام از این روش پیامبر استفاده میکرد و با تمام گروهها، احزاب و اقشار مردم تعامل برادرانه و متواضعانه داشت، یادآور شد: فراموش نمیکنم، در ابتدای نهضت امام، ایشان در یکی از سخنرانیها گفتند، من دست تمام مراجع، علما و مردم را میبوسم و حتی فرمودند، برای رسیدن به آن هدف والا، دست بقال را هم میبوسم تا از دشمنان اسلام و مسلمین رهایی یابیم. یعنی همه اقشار را برای مبارزه علیه سلطهگران داخلی و خارجی دعوت میکردند و رمز پیروزی را توحید کلمه و کلمه توحید میدانستند.
وی ادامه داد: وقتی در نجف بودیم، احزاب مختلف با سلایق گوناگون به ملاقات امام میآمدند و اینگونه نبود که ایشان آنها را طرد کند و به سخنانشان توجهی نکند، بلکه تلاش میکرد آنها را حول یک محور جمع کند و حتی با جریاناتی که گرایش سکولار داشتند، گفتوگو میکردند و در یکی از شعارهایشان گفتند، دست تمام آزادیخواهان جهان را میفشاریم که این جمله تعبیری فرادینی داشت و هر کس را که در پی رهایی از ستمگران باشد، شامل میشد.
بعضیها در موضوع وحدت، خودشان را ملاک قرار میدهند
عضو مجمع روحانیون مبارز با طرح این سوال که دلیل سخن از وحدت ملی چیست؟ گفت: اگر به فکر امام نگاه کنیم، وحدت در چارچوب خاصی تبیین شده است؛ وحدت برای حفظ اسلام، انقلاب و اصول آن، ایستادن در مقابل دشمن و حفظ تمامیت ارضی. بعضیها وقتی سخن از وحدت میگویند وحدت با اندیشه و عملکرد خودشان را ملاک قرار میدهند.
محتشمیپور تصریح کرد:برخی منافع اسلام و ملت و استقلال، آزادی و حفظ نظام را ملاک وحدت قرار میدهند و برخی دیگر خودشان را اصل میدانند و در جایگاه مردم و اسلام و العیاذ بالله- خدایان قرار میدهند و میگویند “باید با ما وحدت کنید”؛ در حالی که آنها کسی نیستند که همه به خاطر آنها دست از افکارشان بردارند و با آنها وحدت کنند. ما باید محور وحدت را موضوعی قرار دهیم که همه ملت آن را قبول دارند. اگر مردم اندیشههای امام را قبول دارند، باید حول آن وحدت کرد. آن اندیشهها هم گزینشی نیست، بلکه یک منظومه است و تمام آن باید لحاظ شود و قطعا میتواند محور وحدت در داخل و خارج کشور شود.
دبیرکل دبیرخانه حمایت از انتفاضه فلسطین درباره ادامه این شیوه رفتاری امام، پس از پیروزی انقلاب، با تاکید بر اینکه ایشان این روش را در قبل و بعد انقلاب داشتند، گفت: جبهه مستضعفان و کسانی که به استقلال و آزادی کشور قائل هستند و اصول نظام جمهوری اسلامی را پذیرفتهاند، صف گستردهای است و اختصاص به یک جریان و دین خاص ندارد و حتی شامل اقلیتهای دینی و مذهبی کشور هم میشود. البته با جریاناتی که در مقابل این جبهه قرار میگرفتند و دست به ترور و انفجار میزدند و به عنوان دشمن مردم، نظام و انقلاب فعالیت میکردند، برخورد میشد. زیرا آنها عملا در چارچوب نظام استبدادی شاهنشاهی قرار داشتند که یا تابلودار بودند و یا در غالب نفوذیهایی به نام گروهکها، عمل میکردند و انفجارهایی مانند آنچه در سالهای اول انقلاب رخ داد را انجام دادند.
وی همچنین در مورد رفتار امام با سایر گروههای سیاسی که دست به اقدامات خشونت آمیز نزدند، تصریح کرد: در آن دوره گروهها تا زمانی که در چارچوب نظام جمهوری اسلامی بودند، مورد احترام بوده و سوءظنی نسبت به آنها وجود نداشت، مگر اینکه عملا در جبهه دیگری قرار گیرند. امام ماهیت بسیاری از آنها مانند بنیصدر را از قبل میدانست و بعدا گفتند که من به او رای ندادم، ولی تا زمانی که با منافقین همراهی نکرده بود ، او حتی رئیسجمهور کشور بود و وقتی مقابله او با نظام به شکل مسلحانه علنی شد، وضعیت طور دیگری شد.
محور اندیشه امام بر پایه رای مردم است
عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز در ادامه این گفتوگو در پاسخ به سوال دیگری در مورد بینش فقهی و سیاسی امام به رای مردم، اظهار داشت: با شناختی که از امام دارم، بحث مردم محوریترین موضوع در اندیشه سیاسی و شرعی ایشان است. امام در پاسخ به نمایندگان خود در ستاد نمازجمعه (اشخاصی چون حضرت آیات خاتمیزدی، توسلی، عبایی و…) که پرسیده بودند در چه صورت فقیه جامعالشرایط به جامعه اسلامی ولایت دارد؟ فرموده بودند: “ (او)ولایت در جمیع صور دارد، لکن تولی امور مسلمین و تشکیل حکومت، بستگی دارد به آرای اکثریت مسلمین. در قانون اساسی هم از این مساله که در صدر اسلام به بیعت تعبیر می شد، یاد شده است”. در واقع، رای مردم باعث میشود یک فقیه تشکیل حکومت دهد.
وی با بیان اینکه محور اندیشه امام بر پایه رای مردم است، خاطرنشان کرد: ایشان در طول حیات- چه هنگامی که در پاریس بودند و چه بعد از انقلاب- به هیچوجه از رای مردم تخطی نمیکردند و معتقد بودند، آنچه آنها رای میدهند باید اجرا شود.
محتشمیپور در این باره به بیان خاطرهای دیگر پرداخت و گفت: وقتی نماینده پاپ در رابطه با گروگانهای آمریکایی در لانه جاسوسی به قم آمده بود، امام در پاسخ به او که از اسقفهای واتیکان بود، فرمودند: “ما نمیتوانیم چیزی را به مردم تحمیل کنیم و این مساله به آنها مربوط است و خود آنها باید تعیین تکلیف کنند” و در نهایت پس از ۴۴۴ روز ایشان دخالت نکردند و فرمودند که “نمایندگان مردم در مجلس در این مورد نظر دهند و مصوبه آنها اجرا شود”. پس امام منشاء مقبولیت تمام تصمیمگیریها را رای مردم میدانستند.
وی ادامه داد: رهبر کبیر انقلاب در تاریخ ۲۴/۸/۵۸ که یک سال هم از پیروزی انقلاب نگذشته بود، میفرمایند: “ما حق نداریم، در چیزی که خود ملت تعیین کرده است، دخالت کنیم ما تابع ملت هستیم. ملت این آقایان را تعیین کرده است، آقایان هم این قانون را نوشتهاند” و یا در ۱۹/۸/۵۸ هم میفرمایند: “ ما بنا نداریم، تحمیلی به ملتمان بکنیم و اسلام به ما اجازه نداده است که دیکتاتوری بکنیم. ما تابع آرای ملت هستیم. ملت ما هر طور رای داد ما هم از آنها تبعیت میکنیم”.
محتشمیپور تاکید کرد: این سخنان یک بیان تعارفآمیز نیست، بلکه واقعیت است که در عمق تفکر امام این بود که ملت باید بر سرنوشت خودش حاکم باشد و حرف اول را او میزند و هیچ قدرتی حتی رهبر نباید در مقابل رای مردم بایستد.
پشت سر فتنههایی که رخ داده، انجمن حجتیه را میبینم
وزیر کشور دوران دفاع مقدس در ادامه، درباره چرایی القاء تعارض میان آرا امام و اصل مردمسالاری از سوی برخی جریانات گفت: امام انسانی قانونگرا بود و معتقد بود قوانین-اعم از اساسی و عادی- در هر مرحلهای باید اجرا شوند و اداره امور در چارچوب آن باشد. کسانی که سعی میکنند امام را در مقابل قانون و مردم قرار دهند، یا کسانی هستند که مخالف نهضت امام بودند و یا در مبارزه نقشی نداشتهاند و امام را همراهی نمیکردند (البته بسیاری از آنها از نظر سنی به انقلاب نمیرسند و منظور ایدئولوگهای آنهاست) و به اصطلاح جزو مسلمانان “بعد الفتح” به حساب میآیند.
وی ادامه داد: این جریانات تا زمانی که امام حیات داشتند، به گوشهای خزیده بودند، اما بعد از ارتحال ایشان، در مراکز مختلف برای پیشبرد اهداف خودشان (که احیانا مقابله با نظام است) نفوذ کردند و اکنون این سخنان را مطرح میکنند که امام بنا بر مصلحت از مردم سخن میگفتند، بیان اصل جمهوریت ناشی از شرایط زمان و مکان بوده است و یا اینکه ایشان در پاریس مجبور بوده است که این سخن را بگوید و این مساله اصالتی در اندیشه ایشان نداشته است، بلکه قائل به خلافت اسلامی بودهاند.
محتشمیپور با بیان اینکه اینها به این خاطر که با اساس نهضت امام مخالف بودند، این حرفها را میزنند، تصریح کرد: من به طور مشخص میتوانم از جریان انجمن حجتیه نام ببرم که پشت سر تمام فتنههایی که رخ داده این انجمن را میبینم. این تفکر در دوره فعلی، در قالب برخی بنیادها و تشکلها با عناوین و اسامی دیگر فعال است و در بسیاری مراکز نفوذ دارد و از طریق برخی چهرهها و شخصیتهایی که در زمان امام اجازه مطرح شدن نیافتند و افکارشان دقیقا مخالف امام است عمل میکنند. البته آن چهرهها که طرفدار برخوردهای خشن هم هستند، تلاش میکنند تا اینگونه جلوه دهند که مانند امام میاندیشند، در حالی که آن بزرگوار مخالف کاربرد خشونت، حتی در مقابل رژیم شاه بود.
این همراه امام در دوران تبعید خاطرنشان کرد: در فرانسه، چندینبار از درون ارتش شاهنشاهی تماس گرفتند و گفتند که آمادگی حرکت را مسلحانه داریم و یا برخی گروههای اسلامی پیشنهاد کارهای مسلحانه میدادند، اما امام قبول نمیکردند و در مقابل چهره زیبای اسلام را دیدیم که مردم به ارتشیها گل میدادند که این روش امام بود.
تفکر انجمن حجتیه متحول شده است
وی ادامه داد:الان شاهد هستیم که جریانات فرقهگرایی وجود دارند که حکومت و گروههای مختلف را تشویق میکنند که دست به خشونت بزنند و درگیری ایجاد کنند.
عضو مجمع روحانیون مبارز با بیان یکی از سخنان امام مبنی بر اینکه بعضیها (انجمن حجتیه) معتقدند حرکتهای اصلاح نباید صورت گیرد تا فساد فراگیر شود و این مقدمه ظهور حضرت ولیعصر(عج) باشد، اظهار داشت: طبق اطلاعاتی که دارم، تفکر انجمن حجتیه متحول شده است و اکنون اعتقاد دارند که ”نباید دست روی دست بگذاریم تا فساد جهان را فراگیرد و مقدمه ظهور امام زمان باشد، زیرا این امر باعث میشود تا حرکتهایی برای اصلاح جامعه صورت گیرد و ظهور عقب بیفتد و لذا وظیفه ماست که کمک کنیم تا فساد همهجا را فراگیرد. در همین راستا تخریب اخلاق، اقتصاد، سیاست و… در دستور کار آنها قرار گرفته تا حضرت ظهور کند. “
محتشمیپور هشدار داد: این گرایش جدید برای نظام، انقلاب و همهچیز ما بسیار خطرناک است.
امام به انجمن حجتیه پیام داد، نیازی به جوانهای شما نداریم
وی در پاسخ به این سوال که آیا صاحبان تفکر مذکور در زمان ابراز وجود میکردند؟ با بیان اینکه امام اجازه ندادند که چنین اندیشه و خطری در زمان حیاتشان ابراز وجود کند، خاطرنشان کرد: انجمن حجتیه در اول انقلاب، به امام پیام دادند که جوانان تحصیلگردهای را داریم که میتوانند در کشور مدیریت کنند؛ ایشان هم پیام دادند که ما نیازی به جوانهای شما نداریم و این جوانان و مردمی که انقلاب کردند، خودشان میتوانند کشور را اداره کنند.
محتشمیپور تصریح کرد: انجمن حجتیه وقتی به مرور مشاهده کرد که جایگاهی در جامعه ندارد و بدبینی و نفرت عمومی نسبت به آنها که قبل از انقلاب با ساواک همراهی میکردند، وجود دارد، اعلام انحلال کرد، اما این ظاهر مساله بود، زیرا ارتباطات تشکیلاتی انجمن حجتیه، در خانههای تیمیشان برقرار بود و فقط ظهور و بروز علنی نداشت. اما پس از رحلت امام آزادی مطلقی یافتند.
آفت اصلی انقلاب از نظر امام، قرار گرفتن نامحرمان در مصدر امور بود
عضو ارشد مجمع روحانیون مبارز در ادامه این گفت وگو درباره آفتهای درونی انقلاب از منظر امام، یادآور شد:آفت اصلی برای نظام و انقلاب از دیدگاه امام این بود که نامحرمان و کسانی که در انقلاب و نهضت مردم نقشی نداشتند و یا بیتفاوت بودند، در مصدر امور قرار گیرند و با این تعبیر که “خدا آن روز را نیاورد” ین دغدغه را بیان کردند که اهمیت آن رانشان میدهد.
محتشمیپور با طرح این سوال که نامحرم کیست؟ تصریح کرد: آیا نا محرم جز کسانی هستند که با نهضت مخالفت کردند؟ جز انجمن حجتیه و تفکر متحجران و مقدسمآبانی که با اصل نظام مخالف بودند و طرفدار آن بودند که شاه با تمام جنایاتی که مرتکب شده، روی کار بماند؟
وی هشدار داد: اگر آنها با لباس جدید مانند گرگ در لباس میش، وارد صحنه شوند و انقلابیتر از نیروهای انقلابی شعار دهند و طرفدار ولایت فقیه شوند فرزندان امام و انقلاب ضدولایت فقیه معرفی شوند، همهچیز را به مسلخ دشمن میبرند و انقلاب را از ریشه قطع میکنند.
اگر محتوای جمهوری اسلامی از بین رفت، مانند پاکستان یا موریتانی میشود
دبیرکل حمایت از انتفاضه فلسطین همچنین در پاسخ به سوال دیگری در مورد مولفههای استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی از دیدگاه امام، با بیان اینکه ایشان آنچه را در زمان شاهنشاهی حاکم بود، آفتی برای اسلام و مردم میدانستند، خاطرنشان کرد: در آن دوره، شاه به هیچ قانونی گردن نمینهاد، خودش تصمیم میگرفت و دیکتاتور بود. لذا سرنگونی این رژیم که اهمیتی برای رای مردم قائل نبود، از اهداف امام و مردم بود. پس هر دولت و رئیسی که خوی استبدادی و خودمحوری داشته باشد، به قانون تمکین نکند و به آنچه خودش میخواهد، عمل کند، با شاه فرقی ندارد. او هم یک عنصر دیکتاتور است که میگوید هرچه من میگویم، باید عمل شود و به قانونی که در مجلس تصویب شده است یا در قانون اساسی وجود دارد، اعتنا نمیکند. اگر چنین حاکمیتی وجود داشته باشد، همان چیزی است که امام با آن مبارزه کرد.
وی تاکید کرد: رژیم استبدادی تمام آزادیهای مردم را سلب میکند و رای آنها را زیرپا میگذارد و چنین رژیمی باید از بین برود تا آزادی محقق شود. این یک شعار نیست، واقعیت است و باید در جامعه ظهور یابد تا مردم احساس کنند که بر سرنوشت خود حاکم هستند، انتخابات آزاد است و می توانند سیستم حکومتی، رئیسجمهور، نماینده و شغل دلخواه خود را انتخاب کنند.
محتشمیپور در مورد مقوله استقلال گفت: باید ببینیم در زمان شاه از این نظر چه شرایطی در کشور حاکم بود؛ در آن هنگام کشور ایران مستقل نبود و حتی در بین کشورهای غیرمتعهد هم حضور نداشت ، بلکه جزو اقمار آمریکا بود و آنچه آنها میخواستند در زمینههای گوناگون اجرا میشد. در ایران متجاوز از ۵۰ هزار مستشار آمریکایی وجود داشت و شاه قانون کاپیتولاسیون را در حمایت از آنان به مجلس شورای ملی و مردم تحمیل کرد و عملا ملت ایران را تبدیل به برده مستشاران آمریکایی کرد. یعنی استقلال سیاسی و قضایی کشور در مسلخ آمریکا از بین رفت. از همینجا امام و مردم شعار “استقلال” به معنای رهایی از وابستگی به بیگانگان و اینکه سرنوشت خودشان را خودشان انتخاب کنند، سر دادند.
وی با بیان اینکه عدم استقلال دو گونه است، ادامه داد: نوع اول این است که دشمن رسما کشور را از نظر سیاسی اشغال کند و نوع دوم این است که مخالف نظام با ردای انقلاب، بر سر نوشت کشور حاکم شود. یعنی عوامل شناخته شده دشمن در ارکان و مدیریت کشور نفوذ کرده و به طور غیرمحسوس استقلال کشور را مخدوش کنند که امام با این نوع عدم استقلال هم مخالف بود.
محتشمیپور اظهار داشت: نتیجه آزادی (به معنای رهایی از استبداد و دیکتاتوری) و استقلال (به معنای رهایی از نفوذ بیگانه) «جمهوری اسلامی» است.
این نماینده اسبق مجلس با تاکید بر اینکه مکتب اسلام، مکتب آزادیبخش است و مسلمانان را در چارچوب مشخص توحیدی قرار میدهد و با جمهوریت عجین شده است، گفت:جمهوری اسلامی دو واژه مقابل هم نیست و در مکتب اسلام که ملت آن را با تمام خصوصیات پذیرفت، رای مردم حرف اول را میزند. لذا چنانچه انقلاب اسلامی و اندیشه امام را پذیرفتهایم، تمام این اصول یک منظومه است که با یکدیگر مرتبط است و نمیتوانیم “لا اله” را بگوییم و “الا الله” را از آن بگیریم. اگر این قسمت دوم را جدا کنیم، جمله هویت خود را از دست میدهد. لذا نظام جمهوری اسلامی هم لفظ نیست، بلکه واقعیتی است و محتوایی دارد که به آن ارزش میدهد که اگر آن محتوا از بین رفت، این نظام مانند جمهوری اسلامی پاکستان یا موریتانی میشود. زیرا در این کشورها، عملا آزادی وجود ندارد، نه واقعیت اسلام و نه جمهوریت، بلکه وابسته به قدرتهای بزرگ مانند آمریکا هستند. خداوند هم وعده نداده است که یک ملت هرگونه عمل کرد، آنها را یاری میکند. بلکه او ملت و جامعهای را یاری میکند که در چارچوب حرکت توحیدی گام بردارند.
برخی که لباس طرفداری از امام را بر تن کردهاند، مخالف ایشان بودند
عضو مجمع روحانیون مبارز در پاسخ به سوال دیگری درباره چرایی نارضایتی چهرههای با سابقه انقلاب و تلاش در جهت خارج کردن آنها از صحنه، گفت: ما هماکنون شاهد هستیم، افرادی که قدرت سیاسی و تبلیغاتی دارند، برای توجیه رفتار خودشان، از امام هزینه میکنند و نمیدانند که مردم هوشیار هستند و عملکرد آنها را نمیپذیرند که خسارت این رفتار به امام وارد میشود.
وی خاطرنشان کرد: بعضیها وقتی کاری انجام میشود، برای توجیه آن یک جمله گزینش شده از امام که در شرایط ویژهای بیان شده است را انتخاب میکنند که با این رفتار، ایشان زیر سوال برده میشود.
محتشمی پور اظهار داشت: شبکههای بیگانه در حال حاضر هجمه وسیعی را علیه انقلاب و شخص امام آغاز کردهاند و حوادثی را که رخ میدهد، به ایشان نسبت میدهند و از امام و انقلاب چهره بسیار خشن و وحشتناک به تصویر میکشند. با برخی اعضای منافقین هم مصاحبه میکنند که میگویند منشاء رفتارهای فعلی امام بوده است. از سوی دیگر برخی که در داخل لباس طرفداری از امام را بر تن کردهاند، براساس سابقه مخالف ایشان بودند. گروههایی مثل انجمن حجتیه که پمپاژ خشونت میکنند، دشمن امام بودند و امروز جملهای از امام را برای توجیه عملکرد خود برمیدارند و مهر تایید بر تبلیغات رسانههای آمریکایی و صهیونیستی علیه انقلاب و امام میزنند که واقعا این مساله خطر بزرگی است که نظام و انقلاب را تخریب میکند.
وی در ادامه، درباره اینکه آیا در شرایط فعلی، رفتارهایی که در زمان امام استثنا بود، باید تکرار شود؟تصریح کرد: باید ببینیم رفتار امام با چه کسانی بوده است؟ آن رفتارها با کسانی بود که در کردستان، ترکمن صحرا، خوزستان، آذربایجان و… اسلحه برداشته و بلوا به پا کردند و دست در دست ژنرالهای شاه و ساواکیها میخواستند کشور را از هم بپاشانند که هیچکدام در چارچوب نظام و قانون اساسی نبودند، و الا امام با تمام کسانی که در چارچوب قانون اساسی بودند، تعامل حسنه داشت و هیچیک از آنها را حذف نکرد.
وزیر کشور دوران دفاع مقدس یادآور شد: تا پایان عمر شریف امام، حتی کسانی که مخالف شخص ایشان بودند و در چارچوب قانون عمل میکردند، در کشور آزاد بودند و هیچ یک دستگیر نشدند.
امروز شیوه برخورد با معترضان با عمل امام تفاوت زیادی دارد
وی تاکید کرد: امروز بسیاری از کسانی که مورد حذف فیزیکی و سیاسی قرار میگیرند، کسانی هستند که نظام، انقلاب، قانون اساسی و انقلاب را قبول دارند، اما میگویند ما انتقاد داریم. امام هم انتقاد، اشکال و حتی تخطئه را موهبت الهی میدانستند، چه رسد به نقد و مخالفت با یک شخص و دولت و اگر کسی مخالف این مساله است، با یکی از اصول مسلم اسلام، یعنی امر به معروف و نهی از منکر که از واجبات است، مخالفت کرده است. زیرا این اصل مانند نماز و روزه و حج است.
محتشمیپور به بهانه این موضوع، به وقایع اخیر در کشور پرداخت و در پایان ضمن انتقاد از برخورد با معترضین، تصریح کرد: هماکنون کار معترضین جز امر به معروف و نهی از منکر است؟ قطعا چیزی جز این نیست، زیرا آنها فقط سخن میگویند و کار دیگری نمیکنند. لذا در برخورد با معترضان، بین آنچه الان اجرا میشود و آنچه امام میخواست و بدان عمل میکرد، تفاوت زیادی وجود دارد.
فاطمه کروبی: به هیچ عنوان نسبت به حق مردم و آرمانهای انقلاب کوتاه نخواهیم آمد
. ادامه راه سبز«ارس»: فاطمه کروبی در مصاحبه با "روز" اعلام کرد که او و خانواده اش پای حقوق و مطالبات مردم و ارزش ها و آرمان های انقلاب ایستاده اند و به هیچ عنوان نسبت به حقوق مردم و آرمان های انقلاب کوتاه نخواهند آمد.
با خانم کروبی، نماینده سابق مجلس و دبیرکل مجمع اسلامی بانوان و مدیرمسئول نشریه "ایران دخت" در شرایطی گفتگو کرده ایم که فرزندش، علی کروبی با تن و روحی رنجور از شکنجه، از بند رها شده و از سوی دیگر امروز، حسین کروبی، فرزند دیگر او باید خود را به وزارت اطلاعات معرفی کند تا به "پاره ای سئوالات" جواب دهد.اما با وجود همه این فشار ها، فاطمه کروبی بر پیگیری حقوق و مطالبات مردم تاکید می کند و می گوید فشارها، هر چه بیشتر شود، ما در پی گیری حقوق مردم مصمم تر می شویم.
اولین گفتگوی خانم کروبی، نماینده اصلاح طلب مجلس پنجم، دبیرکل مجمع اسلامی بانوان و همسر مهدی کروبی، بعد از کودتای انتخاباتی 22 خرداد را در ذیل بخوانید.
خانم کروبی، شما بعد از 22 خرداد و در پی حوادث بعدی، سکوت اختیار و غیر از دو نامه ای که منتشر کرده اید، هیچ اظهارنظری درباره وقایع اخیر نداشته اید. آیا این سکوت علت خاصی دارد؟
شما روحیات مرا کاملا می شناسید و از مجلس پنجم که خبرنگار پارلمان بودید، با وجود اینکه ما در اقلیت بودیم شما کاملا مواضع من را شناخته اید. من فردی هستم معتقد به آرمان های امام و انقلاب و همواره تلاشم در این راستا بوده که حرکات و گفتارم کوچکترین لطمه ای به نظام و انقلاب نزند. چه قبل از انقلاب که 15 سال زندگی بسیار سختی داشتیم و مدام پشت درهای زندان ها بودیم و چه بعد از انقلاب که در کارهای اجرایی، به عنوان وظیفه شرعی و اخلاقی تمام تلاش خود را کرده ام؛اما متاسفانه حوادث تلخی در این مدت پیش آمد که من ترجیح دادم کمتر حرف بزنم.
آیا این سکوت بدین دلیل نبوده که ترجیح میدهید با سکوت خود در محل امنی باشید که در صورت بازداشت آقای کروبی و فرزندانتان، حداقل شما آزاد باشید و بتوانید پی گیری کنید؟ یعنی نوعی تقسیم کاری نبوده؟
نه به هیچ عنوان چنین نیست. شما مرا دو روز نیست که می شناسید و از مجلس پنجم با روحیات من کاملا آشنا هستید. حتی نامه ای که من سه روز پیش منتشر کردم نیز نه به خاطر فرزند خودم، بلکه به خاطر فرزندانی است که در زندان به سر می برند.
شما به تلاش هایتان در قبل و بعد از انقلاب در راستای آرمان های امام و انقلاب اشاره کردید اما اکنون همسر شما از سوی حاکمیت به عنوان یکی از سران فتنه معرفی می شود و مدعی هستند که آقای کروبی به اسرائیل و امریکا وصل هستند و از آنها خط می گیرند. چه احساسی به شما دست میدهد که زندگی خود را وقف انقلاب کرده اید و اکنون با این مسائل روبرو هستید؟
اینقدر این حرفها و ادعاها، پوچ و بی ارزش است که من هرگز به این ادعاها اهمیتی نداده و پاسخی نمی دهم. این آقایان که این حرفهای بی ارزش را مطرح می کنند باید در پیشگاه خدا پاسخ دهند و بدانند که فحاشی کردن و اهانت کردن، بدون ارائه سند و مدرک هیچ ارزشی ندارد. من اطمینان دارم که آقای کروبی معتقد به آمان های انقلاب است و برای همین هیچ اهمیتی به این ادعاهای پوچ نمی دهم و این ادعاها هیچ تاثیری در پی گیری مطالبات و حقوق مردم و آرمان های انقلاب از سوی ما ندارد. خانواده من پای حقوق مردم و آرمان های انقلاب ایستاده اند و کوتاه نمی آیند. من همسرم را خوب می شناسم. فرزندانم را هم خوب می شناسم و اگر حکومت مستندی درباره ادعاهایی که مطرح می کند دارد، ارائه دهد.
شما قبلا با انتشار نامه ای از ناامنی خانواده تان سخن گفته و اعلام کرده بودید که مسئولیت هر اتفاقی برای خانواده شما به عهده حکومت است. چه فضایی وجود داشت که چنین نامه ای دادید و آیا هنوز هم آن ناامنی به همان شدت وجود دارد؟
شرایط خیلی بدی پیش آمده بود و من باید اعلام میکردم تا هر حادثه ای که برای خودم یا خانواده ام رخ داد فردا نگویند اول باید جلسه بگذاریم و بررسی کنیم و... همه چیز کاملا مشخص بود. آقای مظفر، وزیر سابق آموزش و پرورش در شبکه دو سیما گفت که سران فتنه را به مردم می سپاریم و آقای بروجردی، نماینده مجلس هم صحبت های مشابهی کرده بودند که در روزنامه ها منتشر شده بود و این سخنان به این معنی بود که اگر اتفاقی برای ما می افتاد حتما می گفتند مردم اینها را کشته اند. لذا مجبور شدم اعلام کنم و هشدار دهم تا مردم بدانند. اما فعلا شرایط کمی بهتر شده و ناامنی به آن شدت وجود ندارد.
می توان گفت شکل این ناامنی عوض شده؟ یعنی یک پسرتان احضار شده و پسر دیگرتان بر اساس نامه ای که خود شما منتشر کردید تهدید به تجاوز شده است؛ از سوی دیگر آقای کروبی نیز مدام از سوی نیروهای تندرو مورد تهدید قرار می گیرد. در اصل، نامه دوم شما نیز از ناامنی برای خانواده شما به صورتی دیگر خبر میدهد.
من به عنوان یک مادر آن نامه را نوشتم و فقط و فقط به این دلیل بود که به شدت نگران فرزندان این سرزمین و سایر مادرانی هستم که فرزندانشان بازداشت شده اند و با این امید نوشتم که جلوی اینکارها گرفته شود. من واقعا شبی که پسرم به خانه بازگشت به شدت منقلب شدم و نمی توانستم باور کنم که چنین اتفاقاتی رخ میدهد که به راحتی به علی بگویند که شانس آوردی وگرنه چند ساعت دیگر اینجا بودی جنازه ات را تحویل میدادیم.
اما دادستان تهران دیروز بازداشت علی را انکار کرده و گفته که پس از پی گیریهای قضایی مشخص شده که وی از سوی هیچ ارگانی بازداشت نشده است و علی باید بازداشت خود را ثابت کند.
از اینکه دادستان تهران چنین چیزی گفته متاسفم که با عجله و بدون تحقیقات اظهار نظر کرده اما از این جهت که حکم قضایی آمده باشد و بر اساس آن علی را بازداشت کنند، بله آقای دادستان درست گفته اند چون علی در راهپیمایی 22 بهمن توسط نیروی نظامی بازداشت شده و الان هم موبایل علی دست آنهاست و غروب زنگ زده و گفته اند که علی برود و موبایلش را پس بگیرد. ضمن اینکه آخر شب علی را در کلانتری آزاد کرده و در کلانتری از او رسما نامه و تعهد گرفته اند که حق مصاحبه ندارد. باید بگویم که از این جهت حق با دادستان است که قوه قضائیه حکم رسمی برای بازداشت علی نداده بلکه علی را در بزرگترین جشن پیروزی ملی ما گرفته وبرده اند. وبقیه نکات را هم که در نامه ام اعلام کرده ام و شما هم بدان واقف هستید.
خانم کروبی، شما فکر میکنید راه حل بحران فعلی کشور چیست و چه باید کرد؟
من امیدوار هستم که بزرگان کشور، مقام رهبری، شخصیت های نظام روش و تدبیری بیندیشند و با گفتگو و تبادل نظر با دلسوزان انقلاب و کسانی که سالیان سال برای انقلاب و کشور زحمت کشیده اند راهی برای برون رفت از این وضعیت پیدا کنند.
اما آقای کروبی گفته اند نه رهبران جنبش سبز و نه حکومت آمادگی سازش و مذاکره ندارند.
باید دید منظور از سازش و مذاکره چیست و آیا این سازش و مذاکره به نفع مردم است یا نه. به نظر من مصالح و منافع کشورو مطالبات و حقوق مردم بسیار مهم است و اصلا بحث شخصی نیست و در هر کاری باید به حقوق مردم و منافع کشور اولویت داد و با در نظر گرفتن این دو، حرکت کرد.
خب من صریح تر می پرسم خانم کروبی آیا امکان اینکه آقای کروبی در مذاکرات احتمالی با محمود احمدی نژاد سازش کند و وی را به عنوان رئیس جمهور ایران بپذیرد وجود دارد؟
چنین چیزی به هیچ عنوان امکان ندارد. ما 47 سال است که با هم زندگی می کنیم و من ایشان را به خوبی می شناسم و میدانم که چنین چیزی امکان ندارد رخ دهد. از سوی دیگر بخش مهمی از مشکلات و بحران فعلی کشور به رفتار، کردار و مدیریت ایشان برمیگردد و بسیاری از مشکلات اقتصادی ـ امنیتی.... نیز باز به مدیریت ایشان برمیگردد که راه قانونی در قانون اساسی ما برای برخورد با این مساله پیش بینی شده است و ما دنبال اجرای قانون اساسی هستیم که اگر اجرا شود پیشرفته ترین قانون اساسی را داریم.
یعنی بحث استیضاح و برکناری احمدی نژاد از سوی مجلس مورد نظرتان است؟
بله قانون اساسی ما به خوبی این مورد را پیش بینی کرده و من امیدوارم از ظرفیت های قانون اساسی، که اگر اجرا شود واقعا قانون پیشرفته ای است، در این زمینه به موقع استفاده شود.
خانم کروبی طی هشت ماه گذشته ما شاهد بازداشت های فله ای بسیاری از روزنامه نگاران و فعالان سیاسی بوده ایم. بفرمایید آیا این بازداشت ها مشکلی از جمهوری اسلامی حل می کند؟
این بازداشت ها هرگز به نفع جمهوری اسلامی نیست؛ این افرادی که بازداشت شده اند همه به کشورشان علاقه مند هستند و اگر علاقه مند نبودند از کشور می رفتند اما با تمام محدودیت ها در کشور ماندند. از طرف دیگر در قانون اساسی ما بر آزادی بیان تاکید شده و هیچ یک از این افراد چیزی خلاف قانون اساسی نگفته و نخواسته اند. زندانی کردن افراد مشکلی را حل نمی کند و مشکل جامعه و کشور با زندانی کردن افراد حل نمی شود بلکه باید با تدبیر مشکلات را حل کرد. من بسیار متاسفم، بخصوص برای بازداشت خانم های روزنامه نگار و فعالان سیاسی زن و امیدوارم هر چه زودتر همه را آزاد کنند. من یادم می آید عضو هیات منصفه مطبوعات که بودم همیشه سعی میکردم کمتر مدیرمسئول خانمی به زندان برود و محکوم شود. آن زمان بیشتر نشریات مدیران مسئول زن داشتند و نه روزنامه ها.
خانم کروبی به عنوان آخرین سئوال میخواهم بپرسم شما و خانواده تان تا کجا پای مطالبات و حقوق مردم خواهید ایستاد و فشارها و نگرانی ها برای آقای کروبی و فرزندانتان، تاثیری در این زمینه ندارد؟
من تازه وارد سیاست نشده ام و این سختی ها هم تازه نیست. من 15 سال داشتم که وارد منزل آقای کروبی شدم که آغاز مبارزات حضرت امام بود و تا امروز فراز و نشیب های بسیاری داشتیم. در رژیم گذشته همیشه ساواک بود و بازداشت ها و استرس ها و نگرانی ها؛ الان هم که بچه ها بزرگ شده اند، این حوادث هم به وجود آمده؛ من واقعا استرس دارم، اما نگرانی و استرس من نه برای همسرم و نه برای فرزندانم، بلکه برای کشورم و برای انقلاب است و برای مردم کشورم. برخی تصور میکنند که من این حرف ها را به خاطر مصاحبه می گویم اما واقعیت غیر از این نیست. نگرانی من برای امنیت مردم است؛ مردم در امنیت باشند من و خانواده ام نیز امنیت خواهیم داشت و صراحتا می گویم که فشارها هر چه زیادتر باشد، من و خانواده ام مصمم تر خواهیم شد.
محکومیت ایران در روز اول نشست شورای حقوق بشر
نمایندگان ایران فقط تکذیب کردند
. ادامه راه سبز«ارس»: روز نوشت، اولین جلسه شورای حقوق بشر سازمان ملل با محوریت بررسی وضعیت حقوق بشر در ایران دیروز در مقر سازمان ملل در ژنو برگزار شد و در حالی که بسیاری از کشورهای غربی از نقض حقوق بشر در ایران انتقاد کردند، محمد جواد لاریجانی، دبیر ستاد حقوق بشر ایران، مدعی شد که "ایران یکی از دموکراتیک ترین کشورهای منطقه است".
در این نشست که نمایندگان 60 کشور در آن حضور داشتند، کشورهای غربی، از جمله نمایندگان آمریکا، فرانسه و بریتانیا، سرکوب مخالفین پس از انتخابات ریاست جمهوری را محکوم کردند و خواستار تحقیقات بین المللی در خصوص وضعیت حقوق بشر پس از وقایع اخیر شدند.
صدور و اجرای احکام اعدام، مساله سنگسار در قوانین جزایی ایران، بازداشت بهایی ها، بازداشت های گسترده پس از انتخابات، بازداشت روزنامه نگاران و فعالان حقوق بشر، تبعیض علیه اقلیتهای قومی و مذهبی و مجرم شناختن هم جنس بازی از جمله مواردی بود که جمهوری اسلامی به خاطر آنها مورد انتقاد قرار گرفت.
کشورهایی نظیر استرالیا، اسپانیا، جمهوری چک، اتریش، هلند، کانادا، اسلوانی، اسرائیل، ایرلند، لوکزامبورگ، ژاپن، نیوزلند، مکزیک، اسلواکی، دانمارک و رومانی از جمله کشورهای بودند که از نقض حقوق بشر در ایران انتقاد کردند.
همزمان، نمایندگان نیکاراگوئه، بزریل، لبنان ونزوئلا، بحرین، الجزایر، قطر، قراقستان، هند، سریلانکا، سودان، چین، زیمباوه، بولیوی، کویت و ویتنام از تلاش های جمهوری اسلامی برای «بهبود وضعیت حقوق بشر» استقبال کردند.
راه های دیگر زندگی از زبان لاریجانی
در همین حال، محمد جواد لاریجانی به عنوان دبیر ستاد حقوق بشر جمهوری اسلامی، از وضعیت حقوق بشر در ایران دفاع کرد و مدعی شد: "ایران یکی از کشورهای مهم دموکراتیک در منطقه است".
به گفته او: "ما باید به ارزش های فرهنگی و تاریخی ونقشی که این فرهنگ ها در حقوق بشر دارند توجه کنیم. ما نباید صرفا توجه کنیم که مردم در واشینگتن و پاریس ولندن زندگی می کنند. بیایید تصور کنیم که راه های دیگری هم برای زندگی وجود دارند. این شعاری است که ما در ایران داریم".
آقای لاریجانی همچنین مدعی شد در ایران، هیچ بهایی به صرف بهایی بودن محاکمه نشده است،او افزود: "شرکت های بزرگی در ایران داریم که متعلق به بهایی هاست...اماعده ای یک سری فعالیت های فرقه ای انجام میدهند و اجازه خروج ندارند. حتی مافرقه های شیعه هم داریم که با انها مقابله می کنیم. بنابراین بهایی هایی که ما با آنها مقابله می کنیم در این فعالیت های فرقه ای مشارکت می کنند".
دبیر ستاد حقوق بشر ایران در واکنش به انتقاداتی که در خصوص اعمال تبعیض علیه اقلیت های مذهبی در ایران مطرح شد، گفت: "کسانی که اینقدر حساس هستند درمورد بهایی ها کاش نسبت به کودکان غزه فلسطینی هم حساس بودند".
در ایران، فعال حقوق بشر زندانی نداریم
همچنین محمود عباس زاده، مدیر کل امور سیاسی وزارت کشور که در این نشست حضور داشت، بازداشت و زندانی شدن فعالان حقوق بشر در ایران را رد و تصریح کرد: "کسانی که می گویید به نام فعال حقوق بشر دستگیر شدند به خاطر فعالیت های تروریستی و تنفرقومی و فعالیت های جاسوسی بازداشت شدند."
این اظهارات در حالی مطرح شد که در کنفرانس مطبوعاتی فعالان حقوق بشر در حاشیه این نشست، به بازداشت فعالان حقوق بشری همچون محمد صدیق کبودند، عمادالدین باقی، شیوا نظرآهاری، کوهیار گودرزی، کاوه کرمانشاهی و ... اشاره شد.
با این حال عباس زاده گفت: "درجمهوری اسلامی ایران هیچ کس به دلیل فعالیت های حقوق بشری دستگیر نمی شود."
او همچنین در دفاع از قانون برگزاری آزاد اجتماعات با اشاره به اینکه "سالانه حدود ۵۰۰۰ تجمع و تظاهرات در حوزه های مختلف برگزار می شود" افزود:" صدور مجوز تنها برای ایجاد امنیت تجمع کنندگان است".
همزمان با برگزاری این نشست، شماری از معترضین ایرانی که از کشورهای مختلف جهان به ژنو آمده بودند، در مقابل سازمان ملل دست به تجمع زدند و توجه شورای حقوق بشر را به نقض حقوق بشر در ایران جلب کردند.
ایفای نقش قربانی
پس از برگزاری نخستین جلسه این نشست، کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران با صدور بیانیه ای با بیان اینکه "نمایندگان سیاسی جمهوری اسلامی ایران در نشست شورای حقوق بشر نقش قربانی به خود گرفتند"، تاکید کرد: "بررسی وضعیت حقوق بشر ایران در سازمان ملل ثابت کرد که برای بهبود حقوق بشر در ایران باید فشار های بیشتری وارد شود".
این نهاد حقوق بشری تاکید کرده است: "انکارگرایی بعنوان اولین واکنش ایران به توصیه های اعضای جامعه بین الملل در طرح نقض جدی حقوق بشر به روشنی نشان می دهد که لازم است که یک نشست ویژه شورای حقوق بشر و همچنین یک گزارشگر ویژه برای بررسی نقض گسترده حقوق بشر درایران اختصاص یابد."
هادی قائمی، سخنگوی این نهاد گفت: "بررسی دوره ای حقوق بشر در ایران نشان داد که ایران اصول اعلامیه جهانی حقوق بشر و الزامات قانونی خود را در این چارچوب به لجن کشیده و خیلی بیشتر از این بررسی دوره ای باید انجام بشود تا این موضوع فهمیده بشود و توصیه ها و الزامات اعمال بشوند".
گزارشگران بدون مرز: محکومیت جمهوری اسلامی
سازمان گزارشگران بدون مرز هم با صدور بیانیه ای، با اشاره به اینکه ایران در حال حاضر "بزرگترین زندان روزنامه نگاران در جهان است" اعلام کرد: "کشورهایی که در برابر سرکوب خونین هشت ماه گذشته در ایران سکوت میکنند در ارتکاب این جنایات شریک هستند. شورای حقوق بشر سازمان ملل به هنگام بررسی پرونده ایران باید به مسئولیت خود عمل کند و نباید اعتبار این نهاد بار دیگر خدشهدار شود. شورای حقوق بشر باید خواهان آزادی بدون قید و شرط همه زندانیان سیاسی و از جمله روزنامهنگاران دربند شود. باید بر تعهدات جمهوری اسلامی ایران به رعایت حقوق بشر و قانونمداری دولت نظارت شود."
این سازمان مدافع آزادی بیان همچنین خواستار تعیین گزارش گر ویژه ای از سوی شورای حقوق بشر سازمان ملل برای بررسی وضعیت حقوق در ایران و اعزام فوری آن به این کشور شده است.
ده روزی که همه جا را تکان داد
. تظاهرات 22 بهمن امسال برخلاف سی سال گذشته با حضور گسترده مردم برگزار شد. اما میان تظاهرات سالگرد انقلاب امسال با سالهای قبل چند تفاوت اساسی وجود داشت.
اول: هر سال دولت ده روز مداوم از مردم دعوت می کرد تا در راهپیمایی 22 بهمن شرکت کنند، مردم هم برای برگزاری باشکوهتر مراسم می رفتند شمال و خوش می گذراندند، دولت هم ده هزار نفر را جمع می کرد در میدان آزادی و فیلم آن را شب نشان می دادند. امسال دولت ده روز مداوم مردم را تهدید می کرد که در مراسم 22 بهمن شرکت نکنند، مردم هم در راهپیمایی حاضر شدند، دولت هم ده هزار نفر از طرفدارانش را در میدان آزادی جمع کرد و از آنها یک فیلم ساخت که در آن فیلم به نظر می رسید همه مردم رفته اند به شمال.

دوم: هر سال دولت نیروهای طرفدارش را در سپاه و ارتش دعوت می کرد تا با لباس شخصی در مراسم حضور پیدا کنند تا ده هزار نفر که همه می فهمیدند چه کسانی هستند، به مراسم بیایند. امسال دولت از نیروهای سپاه و بسیج خواست که جلوی مردم را بگیرند که به مراسم نیایند، اما همه مردم می خواستند به مراسم بیایند. در حقیقت سی سال دولت توی سر مردم می زد که در مراسم 22 بهمن شرکت کنند، امسال دولت توی سر مردم می زد که در مراسم شرکت نکنند.
سوم: سی سال دولت به مردم یادآوری می کرد که انقلاب چقدر چیز خوبی بوده و از مردم می خواست همیشه انقلاب کنند، مردم هم هر سال به این نتیجه می رسیدند که انقلاب عجب چیز مزخرفی است. امسال دولت تمام تلاشش را کرد که به مردم بگوید که انقلاب چه چیز مزخرفی است و مردم نباید هرگز به آن فکر کنند. در عوض مردم به این نتیجه رسیدند که انقلاب کردن گاهی اوقات چیز خوبی است.
چهارم: سی سال دولت سعی می کرد با پخش تصاویر انقلاب سال 57 به مردم یادآوری کند که سی سال قبل انقلاب کردند، اما مردم سعی می کردند فراموش کنند که چنین اشتباهی کردند. امسال دولت تلاش کرد که با پخش فیلم هایی از انقلاب یک چهره دیگر از انقلاب نشان بدهد تا مردم فراموش کنند که انقلاب کردند، در عوض مردم همه سعی می کردند به یاد بیاورند که انقلابی که اتفاق افتاد چگونه بود و یک رژیم را چطور می شود عوض کرد.
پنجم: سی سال مردم با حضور در جشنواره فیلم و موسیقی و تئاتر فجر خوش می گذراندند و روز 22 بهمن از طریق تلویزیون متوجه می شدند که این ده روز سالگرد انقلاب بود. امسال دولت تلاش می کرد که مردم به جشنواره فیلم فجر بروند و یادشان برود که این ده روز سالگرد انقلاب است، اما مردم متوجه نشدند که جشنواره فجری برگزار شد، در عوض همه به این فکر می کردند که روز 22 بهمن حتما به خیابان بروند.
ششم: در سی سال گذشته، صدا و سیما دهها فیلم تلویزیونی پخش می کردند تا نشان بدهند که کسانی که انقلاب کردند در رژیم سابق به زندان رفتند و کتک خوردند و شکنجه شدند. امسال دولت دهها فیلم تلویزیونی را پخش می کرد که نشان بدهد که کسانی که انقلاب کردند و در رژیم کنونی به زندان رفتند و شکنجه شدند، اصلا نه انقلاب کردند نه به زندان رفتند و نه شکنجه شدند.
هفتم: سی سال دولت مراسم برگزار می کرد و در آن هاشمی رفسنجانی و کروبی و خاتمی و موسوی و روحانیون دیگر حاضر می شدند و مردم بعد از یک سال آنها را می دیدند. امسال دولت مراسم را برگزار کرد و در آن خاتمی و کروبی که مردم در طول سال آنها را دیده بودند، کتک خوردند و کسی آنها را نتوانست ببیند. هاشمی هم در میان جمعیت گم شد.
هشتم: سی سال دولت سعی می کرد با دعوت از خبرنگاران خارجی نشان بدهد که مردمی که انقلاب کردن و تغییر دادن حکومت را دوست دارند هنوز وجود دارند، امسال دولت سعی می کرد جلوی خبرنگاران خارجی را بگیرد تا نشان دهد مردمی که انقلاب کردن و تغییر دادن را دوست دارند، وجود ندارند.
نهم: سی سال حکومت تلاش می کرد که اثبات کند انقلاب فرزندانش را دوست دارد، امسال انقلاب فرزندانش را خورد.
دهم: سی سال حکومت تلاش می کرد تا با استفاده از فرزندان آیت الله خمینی و یاران او، انقلاب را بزند توی سر مردم، امسال دولت سعی کرد با استفاده از آیت الله خمینی، انقلاب را بزند توی سر فرزندان آیت الله خمینی و یاران و دوستان سابق اش.
نتیجه گیری اخلاقی: انقلاب خوب است ولی برای کشورهای همسایه.
نتیجه گیری سیاسی: هیچ حکومتی حاضر نیست خاطره یک انقلاب را زنده کند، چون تازه مردم یادشان می آید که چطور می شود حکومت را تغییر داد.
نتیجه گیری تاریخی: انقلاب خوب انقلابی است که بدون خونریزی باشد، مثل..... نه، هر چه فکر می کنم هیچ مثالی یادم نمی آید.
ابراهيم نبوي
۱۳۸۸/۱۱/۲۶
ويدئوهاي سري 2: در 22 بهمن بر ملت سبز چه گذشت به روايت تصوير
(ويدئوهاي سري دوم)
الملك يبقى مع الكفر و لا يبقى مع الظلم
(حكومتها ممكن است كافر باشند و دوام يابند اما اگر ظالم باشند دوام نخواهند يافت)
عد الله الذين آمنوا و عملوا الصالحات لهم مغفرة و اجر عظيم
(كسانى كه خدا را انكار كنند و آيات او را تكذيب نمايند از اصحاب دوزخند)
در 22 خرداد 88 كودتاچيان رايهاي ملت را دزديدند
"و اين بار"
در 22 بهمن 88 حكومت جور كالبدهاي سبز ملت را به نفع خود دزديدند
"اما!"
آيا براستي باور دارند كه روح ملتي سبز و آزاديخواه را نيز ميتوان با حرامي سركوب كرد؟!!!
براي مشاهده ويدئوها بر روي هر تصوير كليك كنيد
اعتراض مجمع روحانیون مبارز به ضرب و شتم مردم در 22 بهمن
. ادامه راه سبز«ارس»: مجمع روحانيون مبارز بهمنظور قدرداني از حضور پرشور مردم در روز 22بهمن ماه بيانيهاي صادر كرد. در بخشي از اين بيانيه از يكايك هموطنان بهويژه همراهان اصلاحطلب كه بهرغم همه بيمهريها با حضور آگاهانه و مسوولانه خويش به استمرار حماسه 22 بهمن همت گماردند، تشكر شده است.
متن كامل اين بیانیه به نقل از پايگاه اينترنتي مجمع روحانیون مبارز به شرح زير ميباشد:
درود خداوند بر ملت رشید و آزاده و عدالت طلب ایران که در سی و یکمین بهار آزادی دیگر بار مراتب وفاداری و قدرشناسی خود را نسبت به انقلاب بزرگ اسلامی و اندیشه های والا و آرمان های بلند پیشوای بزرگ انقلاب حضرت امام خمینی(س) و شهیدان سرافراز با حضوری حماسی و پرشکوه در مراسم گرامیداشت 22 بهمن به نمایش گذاشتند.
صدور بیانیه ها و فراخوان همه تشکل ها و احزاب و گروه های درون نظام و شرکت یکپارچه زنان، مردان، پیران و جوانان وحتی کودکان ایرانی در همایش عظیم وجشن بزرگ 22 بهمن و تأکید بر شعار محوری «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» نشانی درخشان از حیات سیاسی و نشاط اجتماعی و اراده خلل ناپذیر مردم سرافراز ایران برای تداوم انقلاب اسلامی و ساختن ایرانی بهتر و آبادتر بود.
گرچه با کمال تأسف جریان خشونت گرا و انحصارطلب همچون دیگر مناسبت ها مذهبی و ملی چند ماه گذشته با سوء استفاده از اجتماعات مردمی و با بهره گیری از ابزارهای قدرت به مقابله خشن و شدید با بخش وسیعی از مردم به بهانه همراه داشتن نماد مورد علاقه خود پرداختند و این در حالی بود که پرخاشگران و هتاکان آزادانه به حمل پلاکاردهای موهن و توزیع انواع نشریات و لوح های فشرده حاوی بدترین اهانت ها و تهمت ها علیه یاران امام و پیشتازان عرصه جهاد و مبارزه و انقلاب مشغول بودند و همچنین با حمایت و حتی مباشرت بخشی از نیروهای نظم و امنیت به شخصیت های بزرگ انقلاب همچون حضرات آقایان: سید محمد خاتمی، میرحسین موسوی و مهدی کروبی و دیگر شخصیت های ممتاز کشور که در راهپیمایی شرکت کرده بودند حمله ور شده و از ضرب و شتم مردمی که به این رفتار غیر انسانی و غیر اخلاقی معترض بودند دریغ نکردند و اکنون نیز فرصت طلبانه در صدد مصادره این حضور حماسی و میلیونی مردم به نفع اغراض حقیر خود هستند.
مجمع روحانیون مبارز خاضعانه از یکایک هموطنان عزیز به ویژه خیل عظیم همفکران و همراهان اصلاح طلب در سراسر کشور که علی رغم همه بی مهری ها و کژ رفتاری هایی که بر آنان روا رفته و می رود اما با حضور آگاهانه و مسؤولانه خویش به استمرار حماسه 22 بهمن و جاودانگی شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» همت گماردند صمیمانه تشکر می کند و رفتار غیراخلاقی و مشکوک جمعی منفعت طلب و خشونت گرا که همچنان بر اقدامات مردم ستیز و تفرقه افکنانه خود پافشاری دارند و از هیچ فرصتی برای تحقق اهداف خود فرو نمی گذارند را محکوم نموده و از دستگاه قضایی کشور مصرانه شناسایی و برخورد قاطع و خشکاندن این جریان فتنه و فساد سیاسی و اجتماعی و متجاوزان به حقوق اساسی و حریم آزادی مردم را خواستار است.
24 بهمن 1388
۱۳۸۸/۱۱/۲۴
حماسه پشت حماسه
آخر بسوخت جانم در کسب این فضایل
(حافظ)
در قفس ها می گشاییم،
پرندگان سفید آزادی را پرواز می دهیم.
نسیم بهاری پشت در است،
باد سرد زمستانی را تاب بیاور.
مستان در راهند،
در میکده ها را بگشایید،
تا پیله ی از جام آزادی ما را مست کند.
بهاران سبز می رسد ز راه... . (فرياد)




